نشست هشتم:اهداف امام حسین (ع)

سخنران : استاد محمد صحتی سردرودی
تاریخ : 86/4/28
خوانش‌های مختلفی درباره‌ی عاشورا داریم. یک خوانش خوانش اجتماعی ـ سیاسی است. یک خوانش خوانش حماسی رزمی است. یک خوانش، خوانش عاطفی ـ احساسی است. یک خوانش هم خوانش عبادی ـ عرفانی است. این چهار قرائت از عاشورا بوده و امروز هم هست. و ما معتقدیم که هر چهار قرائت هر کدام به جای خود درست و صحیح است، اما هیچ‌کدام به تنهایی کافی نیستند. صحیح‌اند اما کامل به تنهایی نیستند.
عده‌ای با دید حماسی ـ رزمی به سراغ عاشورا رفته‌اند. به عاشورا از دید عاطفی ـ احساسی هم می‌توان نگریست. مخصوصا در متون متقدم کم به بکا، ابکا و تباکی بها داده نشده است. یک پیوند قلبی عاطفی و احساسی هم مسلمانان با امام حسین داشته‌اند و این پیوند را هم باید اجر گذاشت. این تنها قسمتی از واقعیت است. همه واقعیت و همه عاشورا نیست. و همچنین نگرش عرفانی. عاشورا اوج عرفان است. و عرفای ما هم با همین دید به عاشورا نگریسته‌اند. حتی در متون متقدم روایی در منابع اولیه شیعی این دید تبلور یافته است.
برخلاف کسانی که می‌پندارند این نگرش از مشروطیت به این سو پیدا شده، باید گفت که در سده نخستین تاریخ اسلام؛ همان سال‌های اولیه که امام حسین به شهادت رسیده بود، شاعری به نام کمیت بن زید اسدی سراینده هشت چکامه‌ی ماندگار به نام هاشمیات سرود. هاشمیات کمیت اثری بود که در زمان امام صادق (ع) اگر در کوفه کسی هاشمیات را حفظ نبود به او شیعه نمی‌گفتند. علامت شیعه بودن بود. او در راه تشیع شهید شد. در همین هاشمیات یک نگرش کاملا سیاسی و اجتماعی به عاشورا هست. پس قرائت اجتماعی ـ سیاسی از عاشورا چیز جدیدی نیست که از مشروطه به این سو به وجود آمده باشد.
باید پرسید هدف‌های امام حسین چه بود. امام یک هدف نداشت، چندین هدف داشت و آن‌ها را در طول هم، همزمان تعریف می‌کرد. متاسفانه پژوهشگران و عاشوراپژوهان هرکدام یکی از این اهداف را گرفته‌اند و برای این که اثبات کنند امام هدفش این بوده، دیگر اهداف را نفی کرده‌اند.
یکی از اهداف امام بیعت نکردن بود، یعنی جنبه‌ی سلبی قضیه. به هیچ وجه حاضر نبود به حکومت یزید رای مثبت بدهد. هدفش این بود که در هیچ حالی به این کار تن ندهد. و بیعت نکرد تا کشته شد. یکی از اهداف امام که همیشه هم به آن پایبند بود و هرگز از آن تخطی نکرد و در هیچ حالی این هدف را از دست نداد، بیعت نکردن بود. یکی دیگر از اهداف امام، جواب‌گویی به نامه‌های بسیار فراوان اهل عراق مخصوصا کوفیان بود. می‌خواست به این نامه‌ها بالاخره به گونه‌ای جواب دهد. نمی‌توانست این همه نامه‌ را نادیده بگیرد. به روایتی بیش از سی هزار یا چندین‌هزار نامه نوشتند و طومارها امضا کردند که بیا به کوفه؛ ما طرفدار تو هستیم و مثل تو با یزید بیعت نمی‌کنیم. امام حسین به التماس این شیعیان، این عراقی‌ها می‌خواست جواب دهد. به نوعی می‌خواست به این‌ها کمک کند.
سومین هدف امام به عنوان یک مسلمان، به عنوان یک شخص شاخص، به عنوان تنها فرزند باقی‌مانده رسول اسلام این بود که امر به معروف و نهی از منکر کند. امام حسین نمی‌توانست آرام بنشیند و ببیند که با اسلام و میراث جدّش و قرآن بازی می‌شود. لذا می‌خواست امر به معروف و نهی از منکر کند. می‌خواست مردم را بیدار کند و به تحرک دعوت کند. چون با حکومت یزید ظلمی هم به ظلم‌های دیگر اضافه شده بود که سابقه نداشت. تنها با حکومت یزید شروع شده بود. آن هم این که پسر خلیفه، خلیفه شود. برای اولین بار معاویه این کار را می‌کرد. در زمان امام حسین این ظلم اولین بار بود که می‌شد. امام اگر در مقابل این انحراف نمی‌ایستاد، قیام نمی‌کرد، برای خیلی‌ها راه باز می‌شد. پنجمیین هم شهادت است. امام یکی از اهدافش شهادت بود. فراتر از هدف؛ یکی از آرزوهایش شهادت بود. کسانی که با وجود و از ته دل به اسلام و به خدا می‌گروند و ایمان می‌آورند؛ به جایی می‌رسند که در عمرشان بزرگ‌ترین آرزویشان شهادت می‌شود. امام بزرگ‌ترین آرزویش شهادت بود.
متاسفانه کسانی که در عاشوراپژوهی کار می‌کنند و می‌خواهند بگویند امام حسین هدفش قدرت و تصاحب حکومت بود، شهادت را لوث می‌کنند. می‌گویند شهادت هرچه باشد آخرش کشته شدن است. کسانی که در اهداف امام، حکومت را نفی می‌کنند می‌گویند امام دنبال شهادت بود؛ امام از اول می‌رفت که شهید شود؛ امام از اول خودش می‌رفت که کشته شود. این لوث کردن قضیه است. امام حسین همه این اهداف را در نظر داشت و می‌گفت این نشد آن، آن نشد این. اگر شد هم همه‌اش. در نهایت هم اگر به شهادت رسیدم فبها وهذا هو المطلوب.
اما با همه این حرف‌ها باز حرف مهم‌تری هست، آن هم این که هیچ‌کدام از این اهداف، هدف غایی امام نبود. امام همه این اهداف را تایید می‌کرد. به هر کدام رسید رسید. به همه رسید چه بهتر. اما یک هدفی فراتر از این اهداف داشت. آن هم این که بالاخره هر طور شده مشروعیت حکومت یزید را به زیر سئوال ببرد. معاویه بن ابی‌سفیان با تزویر و زر و زور برای خودش در میان مسلمین وجهه‌ای ایجاد کرده بود. می‌رفت که در تاریخ اسلام پنجمین خلیفه از خلفای راشدین باشد. و می‌رفت به عنوان کاتب‌الوحی، امیرالمؤمنین، خال المؤمنین، و عناوینی مثل این، نامش در تاریخ اسلام ثبت شود و جاودانه بماند. معاویه از خودش چهره‌ای ساخته بود کاملا مذهبی. می‌رفت معاویه و بعد از او، حتی یزید نامشان در تاریخ اسلام به عنوان یکی از خلفای راشدین ثبت شود و مردم اسلام را از این کانال بگیرند. اگر عاشورای امام حسین نبود، مردم اسلام را با یزید می‌شناختند. روزی که واقعه‌ی عاشورا پیش آمد، پنجاه سال از وفات پیامبر (ص) می‌گذشت. در این پنجاه سال سه نسل به وجود آمده بودند. نسل نوجوان، جوان و میانسال. این سه نسل هیچ‌کدام پیامبر را ندیده بودند. در چهار سال و سه ماه حکومت امام علی (ع) هم نگذاشتند پا از عراق بیرون بگذارد. در این مدت اسلام را از زبان معاویه‌ها و خالد بن ولید‌ها و یزید بن ابی‌سفیان‌ها شنیده بودند. می‌خواستند بعد از یزید بن ابی‌سفیان و معاویه بن ابی‌سفیان برسد به یزید بن معاویه. اسلام را مردم از دهان این‌ها گرفته بودند. با اعمال و کارکرد این‌ها شناخته بودند. پیامبر را هم که ندیده بودند و ایشان را با معاویه مقایسه می‌کردند. خیال می‌کردند پیامبر هم مردی بوده مثل معاویه. چون معاویه هم می‌گفت من جانشین رسول الله هستم. اگر امام حسین حساب اسلام اموی را از اسلام نبوی جدا نمی‌کرد، اسلام نبوی از میان می‌رفت. اسلام اموی می‌رفت که اسلام نبوی را در مشت خود مچاله کند و از بین ببرد. بنی‌امیه می‌خواستند اسلام را به نفع خود مصادره کنند و نود و پنج درصد هم این کار را کرده بودند. اکثر مردم هم این را نادانسته قبول کرده بودند و می‌رفت که رسمیت پیدا کند. امام حسین با عاشورا اسلام اموی را رسوا کرد و مشت بنی‌امیه را گشود. بعد از عاشوراست که اسلام دو تا می‌شود یکی اسلام نبوی که با علی و اولاد علی و تشیع و اسلام پیامبر ادامه پیدا می‌کند و یکی هم اسلام اموی که به درد زورگوها، قلدرها و حکام ستمگر می‌خورد. از عاشورا به بعد معلوم شد اگر امام شهید نمی‌شد، چهره‌ی واقعی بنی‌امیه شناخته نمی‌شد. امام حسین بزرگ‌ترین هدفش این بود که بنی‌امیه را افشا کند.

آمار و اطلاعاات مریوط به سن و تحصیلات مخاطبین همچنین نظرات ایشان درباره هشتمین نشست : دریافت فایل



خبرنامه شماره 8 ویژه نشست هشتم :
mag-8_Page_1.jpg


ارسال نظر :
نام
ایمیل
آدرس وب سایت