سخنران این برنامه : « دکتر محفوظی » مورخ 21/10/86
انسان در ادیان توحیدی عالیترین تعریف و زیباترین تشریح را در تدیون شخصیت انسانی دارد.
هیچکدام از مکاتب اومانیستی این عظمت و بزرگی را برای انسان قائل نبودهاند. ادیان الهی برای نمونهی عالی انسان این قابلیت را قائلاند که میتواند انعکاس دهندهی اخلاقی الهی شود و روح الهی در او متجلی شده به کلیت هستی بپیوندد.
انسان دارای دو مسئولیت فردی و تاریخی است. انسان اعتبار تاریخ است و تاریخ امر پایان یافتهای نیست، بلکه تاریخ بخشی از هستی به هم پیوسته است که در آن همه چیز بر روی یکدیگر تأثیر میگذارد.
مسئولیت تاریخی هر انسان به واسطهی رفتار و حضورش در این عالم معنا و تجلی خاصی پیدا میکند. امام حسین (ع) در مسئولیت فردی سختترین شرایط، کاملترین اخلاق و بالاترین کمالات را به دست آورد که نقطهی عطف مسئولیت تاریخی آن حضرت نیز بود.
برخی از اصول ذاتی اسلام بعد از پیامبر اسلام (ص) به دست فراموشی سپرده شد. عدالت و امامت دو اصل در ذات اسلام بود که برخی این دو اصل را اضافه شده به اسلام توسط شیعه عنوان کردند.
حکومت معاویه و یزید فریبکارانه و عاری از عدالت که جزء لاینفک اسلام است، بود. حسین سرور جوانان بهشت تمثیل یک انسان کمال یافته است که با یک مسئولیت تاریخی بزرگ نقطه عطف مقابله معقول با این مسئله هم بود.
امام حسین (ع) برای مقابله با تحریف تاریخی دین آخرین پیامبر خدا و در مسیر سختترین گذرگاه تاریخی دو مسئولیت فردی و تاریخی را با هم منطبق کرد و به واسطه انعکاس نور الهی به جاودانگی رسید که این نور به جان ما میرسید و ما را میسوزاند.
اساسیترین و بنیادیترین ویژگی انسان آگاهی و ژرفای آن است. گستردگی آگاهی و ژرفای آن، چنان است که تنها به فهم آفاق و جهان بیرون از خود محدود نمیشود بلکه این شمول، شمول همهجانبه خود انسان را نیز در بر میگیرد. خودآگاهی انسان ژرفامند نیز هست و همین ژرفای خودآگاهی انسان است که فهم انسان را از محدوده محسوسات فراتر میبرد و ابعاد غیر مادی وجود او را نیز بر وی منکشف میکند.
انسان در سیر خودآگاهیاش از سطح به عمق و از ظاهر به باطن و از رو به ژرفا سیر میکند. اولین امری که انسان در این سیر عظیم در خود به آن دست مییابد، نه فهم بزرگی، والایی و کبریایی، بلکه درک کوچکی، کاستی و حقارت است. انسان در گام اول نقصها و کاستیها و محدودیتهای وجودی خویش را درمییابد.
دعای عرفهی امام حسین (ع) میقاتی برای عرفان حقیقت انسان است. این دعا با اشارات لطیف به همین مرحله از خودآگاهی آغاز میشود.
انسان به جهت آن که موجودی تعقلگر است و قابلیت آگاه شدن دارد، طالب معناست و برای وجود و حیات خود معنایی میجوید. اگر به او معنایی اخلاقی داده شود، بر طبق آن اصول زندگانیاش را بنا میکند و به سمت غایتی که آن معنا برایش تصور کرده است پیش میرود ولی اگر چنین امری محقق نشود و برای فرد معنایی حاصل نگردد، فرد خود را به نابودی میکشاند.
فرهنگ و تمدن امروز، باب معانی بالا را به روی آدمی محدود کرده است. امروز خلأ ناشی از عدم انتقال معنا، آدمی را در پشت پردهی رنگین تکنیک مخفی کرده و انسان امروز با دهانی باز و چشمانی گرد مسحور جعبه جادویی تکنیک و تکنولوژی شده است.
باید از معنادرمانی به عنوان یکی از شیوههای رایج درمان در دنیا بهرهبرداری کرد. این نوع درمان، در حقیقت نوعی ادبیات دینی را وارد روانشناسی کرده است، و این در حالی است که فرستادگان الهی، گستردهترین و ژرفترین معانی را برای انسان به ارمغان آورده بودند که اوج این معانی را میتوان در دعاهای منسوب به آنان جست.
دعا برای انسان خودآگاه، ضروری است. دعا، عطش خودآگاهی را فرومینشاند و مانند تنفس برای آدمی، هم زندگیبخش و هم لذتآور است.
رزق، حیات، ممات، و نفع و ضرر انسان و تمام امور کلی و جزئی او همه به دست خداوند است و تمامی این امور در ربط با خداوند حاصل میشود. انسان خودآگاه تمامی این موارد را از خدا میخواهد و به واسطه دعا از او طلب میکند. پس دعا میتواند عین تحقق مطلوب نیز باشد. حتی اگر عبد به خواستههایش نیز نرسد به امری دست یافته است که به ذات از خواسته فرد مطلوبتر است و آن مطلوب برتر ارتباط با مبدأ هستی است.
خداوند مبدأ خیر و علم، بیرون و درون، و وجود و آگاهی است. معناخواهی انسان در تمام زندگی و امور او سرایت میکند و چون انسان خودآگاه معناداری هر چیز را در نسبت محض و عینالربط بودنش به خداوند تفسیر مینماید، در باطن هر حقیقتی حقیقت خداوند و در وجود هر معنایی معنای ذات خداوند را درک میکند.
باطن هر معنایی معرفت به ذات مقدس اله است. خودآگاهی و معناخواهی انسان به خداخواهی و خداآگاهی او پیوند میخورد و این یعنی اصول فنای ادراکی فرد در ذات باریتعالی. این فنای ادراکی است که باعث میشود عبد در مقابل معبود تقاضای فنای خویش کند. رسول خدا و ائمه در دعاهای خود از خداوند درخواست قبول ایثار و نثار میکردند و تجلی بارز این فنا و نثار حضرت سیدالشهدا (ع) است.
