سخنران این برنامه : « دکتر محمد حسين رفيعي فنود » مورخ24/7/86
عرفان حسینی برگرفته از ادبیات فرهنگ غنی اسلام است. اندیشمندی و بینشمندی، زمانآگاهی و خودآگاهی، رهاسازی و استقلالبخشی، فروتنی در برابر منطق و گردنکشی در برابر ظلم و همچنین ایثار و خویشتنداری از جمله محورهای اصلی عرفان است. امام حسین (ع) مظهر ایثار و ایثارگر برجسته جهانی است.
ریشه عرفان در اندیشههای دکتر شریعتی برخاسته از عرفان حسینی است. الگوی شریعتی حضرت علی (ع) و شعارش در عرفان، عدالت و آزادی است که این نیز برگرفته از سیره و منش امیرالمؤمنین است.
شریعتی در دوران زندگی با دو نظام کمونیستی و سرمایهداری روبهرو بود که این نظامها به علت دوری از مذهب از معنا فاصله گرفته بودند.
صوفیگری از عرفان جداست. عرفان روح مذهب است و زمانی که مذهب تنها به تکالیف و قیود منتهی شود تصوف و صوفیگری پدید میآید که ضد مذهب میشود.
عرفان مورد توجه شریعتی نیز با بشر زاده شده و در تمام دورانهای تاریخ بوده و همزاد مذهب است که باید آن را از صوفیگری تفکیک کنیم.
بازگشت به خویش از جمله خصوصیات عرفان ایرانی ـ اسلامی است. امروز برای برخی که چشم امید به خارج از مرزهای کشور دوختهاند، بیش از هر چیز دیگری بازگشت به خویشتن لازم است.
رهاسازی و استقلالبخشی، مبارزه با ظاهرسازی، دیگرخواهی و مردمخواهی و رهایی از پیشداوری از جمله خصوصیات عرفان در اندیشههای دکتر شریعتی است. عرفان همزاد دین و مذهب انسان و بشریت است و به مذهب خاصی منحصر نمیشود اما عرفان اسلامی ـ ایرانی از عمق و غنای بیشتری برخوردار است.
در طول تاریخ در میان پیروان راستین مذاهب، عرفان بوده است و در مواردی که عرفا مشخصتر عمل میکردند مورد آزار و اذیت قرار میگرفتند.
جوهر دین و عرفان یکی است. امروز میتوانیم روح و جوهر مذهبی و اخلاق عرفانی را به درون فرایندهای جامعه مثل تولید، اقتصاد، فرهنگ و ... ببریم و از آن بهرهگیری کنیم.
اکنون خلأ اخلاق مذهبی در غرب و زندگیهای سرمایهداری وجود دارد. لذا توجه به بعد عرفان ضروری است. امروز جهان نیازمند عرفان واقعی است که باید به آن پرداخته شود که این امر کار فرهنگی میطلبد.
ایران اسلامی به دلیل موقعیت جغرافیایی و وقایع تاریخی در حوزههای فرهنگی نقش تعیینکنندهای داشته و یکی از مراکز مهم تحولات فکری است.
